تبليغاتX
سیب سرخ

چند تا مداحی از مداحان مختلف خیلی قشنگه دانلود کنید

شد محرم تا در غم جانان(سيد جواد ذاكر)

يا حسين غريب مادر تويي ارباب دل من(حميد رضا عليمي)

تو چه در پيمانه كردي       كه مرا ديوانه كردي(حميد رضا عليمي)

آه و واويلا (حميد رضا عليمي)

عشق حسين تو سينه هاست(حميد رضا عليمي)

ترسم كه اي ليلاي من،اي گلعذارارم(حميد رضا عليمي)

اي پادشه خوبان،داد از غم تنهايي(حميد رضا عليمي)

هركس به كسي نازد ما هم به تو مي نازيم(حميد رضا عليمي)

بعضي روزا فكر مي كنم بار گناهم(حاج محمود كريمي)

اي سحر شب بيماريم (حاج محمود كريمي)

دلم مي خواد آقا جون ضريحتو بگيرم (كريمي)

اگه منو رها كني،كسي برام نمي مونه (كريمي)

 

 

نوشته شده توسط در دوشنبه دوم بهمن 1385 و ساعت 23:0

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک

شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.
روز اول محرم : مسلم ابن عقيل عليه السلام

روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( وروديه )

روز سوم محرم : حضرت رقيه عليها السلام

روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب عليهم السلام - طفلان زينب عليهما السلام

روز پنجم محرم : اصحاب  و عبدالله ابن الحسن عليهم السلام

روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن عليه السلام

روز هفتم محرم : روضه عطش و علي اصغر عليه السلام

روز هشتم محرم : حضرت علي اکبر عليه السلام

روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام - حضرت زينب عليها السلام و شام غريبان

روز يازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا

روز دوازدهم محرم : ورود کاروان به کوفه

 

نوشته شده توسط در یکشنبه یکم بهمن 1385 و ساعت 0:34

دوم محرم ورود امام حسين به سرزمين كربلا (سال 61 قمري)

هُرم سوزان كوير، بر خستگي كاروانيان نيشتر مي زند و بدن هاي خسته آن ها را مي آزارد. خورشيد غروب دوم محرم، آرام خود را در تنگناي افق جاي مي دهد. كاروان بر سينه تفتيده بيابان توقف مي كند. صدايي مي پرسد: اين جا كجاست؟ پاسخ مي آيد: اين جا كربلاست! آري، حسين (ع) به كربلا مي رسد و دل كوير را در تب و تاب مي اندازد. آسمان نيز، چهره در هم كشيده است. زمين بغض خود را فرو مي خورد. فرات بي صدا اشك مي ريزد و خارها خود را به دست نسيم گرم سرنوشت داده اند.

 امام حسين در روز ترويه يعنى هشتم ذى ‏حجه سال 60 قمرى از مكه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشكريان عبيدالله بن زياد به فرماندهى حر بن يزيد رياحى با آن حضرت مواجه شده و مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه شدند. گرچه حر بن يزيد، مأموريت داشت با امام حسين برخورد شديد نمايد، وليكن رفتار وى با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همين جهت‏ حر و لشكريانش در نماز جماعت امام حسين(ع) شركت مى ‏كردند و به خطبه ‏هاى دلنشين وى گوش جان مى‏ سپردند و اين دو سپاه، چند روز بدون هيچ‏گونه مشكلى در كنار هم بودند.

اما عبيدالله بن زياد كه عطش فراوان براى جنگ با اباعبدالله الحسين داشت، نامه ‏اى به حر بن يزيد نوشت و وى را مأمور سخت‏گيرى بر امام حسين (ع) نمود. حر بن يزيد نيز طبق فرمان، راه را بر امام حسين و يارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه خشك و بى حاصل به نام كربلا هدايت كرد و در آنجا آنان را در محاصره خويش قرار داد.

روز پنج شنبه دوم ماه محرم  سال 61 هجرى امام حسين عليه السلام در يكى از نواحى نينوا به نام كربلا فرود آمد. قافله امام حسين چون به سرزمين كربلا رسيدند، آن حضرت پرسيد:

اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند: كربلا.

آن حضرت تا نام كربلا را شنيد، فرمود: اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء.

فرمود: اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آييد كه اينجا منزل و محل خيمه‏ هاى ما است و اين زمين، جاى ريختن خون ما است و در اين مكان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به اين امور خبر داد.

 

روز بعد عمر بن سعد بن ابى وقاص زهرى با چهار هزار نفر از كوفه رسيد و در مقابل امام جاى گرفت. عمر بن سعد از قريش و از طايفه بنى زهره بن كلاب و خويش نزديك حضرت آمنه مادر بزرگوار رسول خدا (ص) بود. پدرش سعد بن ابى وقاص از پنج نفرى است كه در آغاز بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله بوسيله آشنايى با ابى ابكر به دين اسلام در آمدند و نام او در تاريخ اسلام و فتوحات اسلامى پر آوازه است.
عمر بن سعد كسى نزد امام عليه السلام فرستاد كه چرا به عراق آمده ايد؟ امام در جواب فرمود: عراقيان خود مرا با نوشتن نامه خوانده اند اكنون اگر از آمدن من كراهت داريد به همان حجاز باز مى گردم. ابن سعد نامه اى به ابن زياد نوشت و آنچه را امام فرموده بود گزارش داد. ابن زياد گفت: اكنون كه چنگال هاى ما به سوى او بند شده است، اميد نجات و بازگشتن به حجاز دارد؟ ديگر گذشت و راهى براى وى باقى نمانده است.
آنگاه به ابن سعد نوشت نامه ات راخواندم آنچه نوشته بودى فهميدم از حسين بن على عليه السلام بخواه كه خود و همه همراهانش با يزيد بيعت كنند و آنگاه كه بيعت به انجام رسيد، ما هرچه خواستيم نظر خواهيم داد. سپس نامه ديگرى از ابن زياد رسيد كه آب را به روى حسين و ياران وى ببند تا قطره اى از آن را ننوشند، و عمر بى درنگ عمرو بن حجاج را به فرماندهى چهار هزار سوار فرستاد كه ميان اباعبدالله و آب فرات حايل شدند و راه آب را بر امام و اصحابش بستند و اين پيش آمد و سه روز پيش از شهادت امام روى داد.

امام عليه السلام از ابن سعد خواست كه با وى ملاقات كند و شبانه در ميان دو سپاه ملاقات كردند و مدتى با هم سخن گفتند. چون عمر بن سعد به اردوگاه خود بازگشت و نامه به ابن زياد نوشت كه خدا آتش جنگ را خاموش كرد و با هم توافق كرديم و امر امت به خير و صلاح برگزار شد، اكنون حسين بن على آماده است كه به حجاز برود و به يكى از مرزهاى اسلامى روانه شود و آنگاه جمله اى را به عنوان دروغ مصلحت آميز براى رام كردن ابن زياد نوشت. با رسيدن اين نامه ابن زياد نرم شد و تحت تاثير پيشنهادهاى ابن سعد قرار گرفت. اما شمر بن ذى الجوشن (لعنت الله عليه) كه حاضر بود گفت: اشتباه مى كنى، اين فرصت را غنيمت شمار و دست از حسين بن على كه اكنون بر وى دست يافته اى بر مدار كه ديگر چنين فرصتى به دست نخواهى آورد. ابن زياد گفت: راست مى گويى، پس خودت رهسپار كربلا باش و اين نامه را به ابن سعد برسان كه حسين و يارانش بدون شرط و تسليم شوند. آنگاه ايشان را به كوفه فرستاده و گرنه با ايشان بجنگد و اگر هم ابن سعد زير بار نرفت و حاضر نشد با حسين بن على بجنگد، تو خود فرمانده سپاه باش و گردن او را بزن و سرش را براى من بفرست.
آنگاه به ابن سعد نوشت: من تو را نفرستادم كه با حسين بن على مدارا كنى و نزد من از وى شفاعت كنى، و راه سلامت و زندگى او را هموار سازى. اكنون ببين اگر خود و يارانش تسليم شدند آنها را نزد من بفرست، و اگر امتناع كردند بر آنها حمله كن تا آنان را بكشى و بدن ها را مثله كنى، اما عهد كرده ام كه او را بكشم و لگد كوب اسب ها كنم. اكنون اگر به آنچه دستور دادم عمل كردي، تو را پاداش مى دهم و اگر به اين كارها تن ندادى از كار ما و سپاه ما بركنار باش و لشكريان را به شمر بن ذى الجوشن واگذار كه به ما وى دستور داده ايم.

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد (ص) و آل محمد.

نوشته شده توسط در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 23:59

عکس

چند تا عکس از محرم

 

    

 

 

 

اگه بازم خواستید نظر بدید

 

 

     

 

 

 

 

نوشته شده توسط در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 23:40

دانلود کنید

دوستان چند تا مداحی برای دانلود گذاشتم امید وارم خوشتون بیاد(سید جواد ذاکر و حمید رضا علیمی)

یه لینک زیبا از سید جواد ذاکر گذاشتم از شب ششم محرم سال ۸۳ هیئت لواء الزینب واسه دانلود

یه لینک مداحی هم از سید میذارم واسه فاطمیه سال ۱۳۸۱ قم هیئت شیفتگان حضرت رقیه در وصف امام زمان

اینم یه لینک روضه از سید جواد ذاکر واسه شادی روحش فاتحه مع صلوات

حمید علیمی حضرت عباس

اینم لینگ حمید علیمی امام جواد الائمه در قم خوندن دانلود کنید

تولد حضرت رقیه حمید علیمی

تولد امام سجاد (ع)۱ حمید علیمی

تولد امام سجاد (ع)۲ حمید علیمی

 

 

نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 و ساعت 0:9

غدير خم

امروز در بزم دلم هنگامه اي بر پا شده          گويي كه مقصود دلم گم بود و نك پيدا شده

زين مژدگاني طبع من گويا شده گويا شده             حاجي شده ساقي شده باقي شده صهبا شده

با خوردن يك جرعه مي درياشده درياشده          داني چراالشعار من غارتگر دل ها شده

يعني كه از سوي خدا آورده جبريل امين

حكم ولايت عهدي مولا اميرالمونين

ايدل بيا در بزم ما ساز طرب را باز كن                با شعرهاي دلنشين اعجاز كن اعجاز كن

مرغ دلت را از شعف آماده پرواز كن               با گفتن نام علي درهاي رحمت باز كن

وز رحمت بي منتها عالم سراپا ناز كن          نزد اساتيد سخن با ما سخن آغاز كن

بر لوح هستي شد رقم با كلك هستي آفرين

حكم ولايت عهدي مولا، اميرالمومنين

گويي دل رزمندگان پروانه سان                          پر از براي ديدن ساقي كوثر ميزند

شمس ولايت از دل هر سنگري سر ميزند             سر بهر دلجوئيشان سنگر به سنگر ميزند

در پشت سنگر پيك حق هي حلقه بردر ميزند        وز پرده دل نعره الله اكبر ميزند

بخشيده شور ديگري در سنگر قرآن ودين

حكم ولايت عهدي مولا، اميرالمومنين

آمد مه ذيحجه و حجاج از پير جوان                    گشتند با هم شادمان بر جانب يثرب روان

بودند از اين موهبت از رحمت حق شادمان           در التزام مركب پيغمبر آخر زمان

بودند از شام و حلب در بين آنان بوميان             يك كاروان از مصريان يك فوج از كنعانيان

تا فاش گردد بهرشان از سوي ختم المرسلين

حكم ولايت عهدي مولا، اميرالمومنين

همراه احمد آنزمان جمعيتي بسيار بود                در بين آنان از قضا هم يار وهم اغيار بود

هم اولي هم دومي هم حيدر كراربود                   ابن جبير و خالد و هم ميثم تمار بود

آري بلال و بوذر و مقداد با عمار بود                 مستغرق انديشه ها پيغمبر مختار بود

در سينه اش از امر حق شد مانند نگين

حكم ولايت عهدي مولا، اميرالمومين

از حامل وحي خدا ناگه ندايي در رسيد               اين مژدگاني گوئيا بر گوش پيغمبر رسيد

كاي رحمت للعالمين پيغام از داور رسيد             آن وعده موعود ما با كامراني سر رسيد

بر خلق عالم از خدا دستور تا آخر رسيد             برگو به ساقي ساغري مصداق كل كوثر رسيد

رو بر فراز منبر و ابلاغ كن بر مسلمين

حكم ولايت عهدي مولا، اميرالمومين

از بهر احمد منبري اماده گرديد از جهاز              بر هر نشيبي زد قدم تا رفت احمد در فراز

دست علي را بر گرفت آن رهنماي سرفراز           با نام حق چون غنچه نشكفته لب را كرد باز

جمعي به مهرش پايبند فوجي به عشقش پاكباز     بعد از سكوت حاجيان كرد اينچنين ابراز راز

در عرش با من در ميان بگذاشته رب العالمين       حكم ولايت عهدي مولا، اميرالمومين

بر هر كسي مولا منم مولاي او باشد علي

بر هر كسي سرور منم آقاي او باشد علي

آنرا كه جويلي من است جوياي او باشد علي         رازي كه من گويا ستم گوياي او باشد علي

هركس بود شيداي شيداي شيداي اوباشد علي         سر خط آزادي منم امضاي او باشد علي

جاري كند احكام حق بر مؤمنات مؤمنين

حكم ولايت عهدي مولا، اميرالمومين

گفتا كه من از پيش خود او را نكردم انتخاب         چون كرد او را ذات حق از روز اول انتساب

شخصي از او شايسته تر نبود ميان شيخ و شاب   كو هست مقصود خدا از قسط و ميزان وحساب

حق ميدهد پاداششان در روز خوف واضطراب      بر دوستان جنت وبر دشمنش نار و عذاب

آتش زند از امر حق بر تار و پود مشركين

حكم ولايت عهدي مولا، اميرالمومين

نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 19:8

دانلود کنید دوستان

سید جواد ذاکر

امام علی سید جواد ذاکر

امام علی حمید علیمی

فقط پیغام بزارید چی می خوایند تا براتون بزارم

نوشته شده توسط در جمعه پانزدهم دی 1385 و ساعت 0:31

تولد امام هادی

ساقي امشب بسته با پيمانه پيماني دگر               سفره رنگين كرده بهر تازه مهماني دگر

باغبان را گو بپاشدبذر شادي در زمين                تا ببارد ابر رحمت باز باراني دگر

بايد آدم در جنان امشب گل افشاني كند              تا به تخت گل نشيند جان جاناني دگر

تا نترسد نوح پيغمبر ز طوفان بلا                       رحمت حق كرده بر پا باز طوفاني دگر

آتش نمروديان خاموش گرديد و خليل               تكيه گاهش تخت گل شد درگلستاني دگر

شهر يثرب سينه سينا شده كز لطف حق              زد قدم در اين جهان موسي ابن عمراني دگر

گر مسيحا مرده را ز انفاس گرمش زنده كرد               جسم او را داده ميلاد نقي جاني دگر

بر جواد ابن الرضا حق داده از درياي جود                  گوهر ارزنده و در درخشاني دگر

خيزران بايد زند گلبوسه بر روي عروس                    كز شرف آورده بهر دين نگهباني دگر

فاطمه در باغ جنت بزم شادي چيده است                     چون كه ديده نهمين گل را به داماني دگر

از شب ظالماني و تاريكي ره غم مخور                      زانكه آيد بعد شب صبح درخشاني دگر

خاتم پيغمبران تبريك گويد بر علي                            چون علي را آمده ماه فروزاني دگر

زد قدم در ملك هستي حافظ صلح حسن                     تا دهد با صبر خود در صحنه جولاني دگر

نهضت خونين عاشورا و پيكار حسين                          يافته از اين پسر گرمي ميداني دگر

محور جرم عبوديت چو زين العابدين                              داده بر محراب طاعت عشق و ايماني دگر

گوهري را داده بر ما مكتب بحرالعلوم                              تا نگردد جا گزين علم ناداني دگر

فارغ التحصيلي از دانشگه فقه و اصول                              آمده بر ما دهيد سر خط عرفاني دگر

همچنان موسي ابن جعفر در مقام بندگي                              آمده با خط انسانساز انساني دگر

تا نماند در جهان خالي سرير ارتضا                                   آمده همچون رضا در دهر سلطاني دگر

چون جواد آمد بدنيا منبع جود وسخا                                كز علوش گشته رنگين خوان احساني دگر

از ولاي هادي دين شاعر سيب سرخ را

حق نموده شامل لطف فراواني دگر

 

 

 

نوشته شده توسط در جمعه پانزدهم دی 1385 و ساعت 0:17

عکس سید جواد ذاکر

ذاكر

 

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 و ساعت 19:44

عید قربان مبارک باد

 

اولين معنايي كه از عيد به ذهن ميرسد، تغييراتي است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت ميبيند . اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است .

در روايتي از امير المومنين علي عليه السلام آمده است كه : هر روزي كه انسان در آن به زشتي آلوده نگردد آن روز عيد است چرا كه زشتي مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است وباعث برهم خوردن آرامش دروني و بيروني انسانها ميگردد و اين همان چيزي است كه با عيد يعني آرامش و شادماني منافات دارد .

از سوي ديگر حركت انسانها به سوي علم و معرفت همواره با شادماني و نشاط توأم است خاصه آنكه وقتي  انسان معناي جديدي كشف ميكند ، ابتهاج زائد الوصفي تمام وجود آدمي را در بر ميگيرد ، آن لحظه تازه عيد ناميده ميشود .

معناي ديگري كه از عيد,عارفان به ما آموخته اند ، جان باختن و قرباني كردن جان خويش در پاي معشوق است . و نماد ظاهري آن ايام حج و عيد قربان است كه حيواني را انسان به عنوان تحفه و هديه به طرف جايگاه معيني ميبرد تا براي كامل شدن عبادت قرباني كند . مولوي در اين معنا گفته است :  

    خويش فربه مينماييم از پي قربان عيد           كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا ميكشد

   كشته شدن در پاي محبوب و قرباني كردن خود مهمترين تعريفي است كه مولوي ازعيد به ما ميدهد              

در تمامي اين تعريفها عيد براي انسان مطرح شده است ،يعني ما در شرايط ويژه اي احساس مباركي و نو شوندگي داريم . اما به نظر ميرسد اين تازگي قبل از آنكه در رابطه با ما معني شود در باره توليد كننده اين شرايط يعني خداوند بايد معنا شود . چون خداوند « بديع السموات و الارض است » و خود را با عنوان «فتبارك الله احسن الخالقين» به ما معرفي نموده است . واز سوي ديگر اين مباركي در تمامي ملك و ملكوت عالم جاري است ، لذا از اين خداي بزرگ و مبارك ميتوان هرلحظه طعم مباركي را چشيد به همين دليل اگر عيدي است اولاً از آن خداست نه از آن آدميان ، و اين معنا با ساير تعاريف آمده در باب عيد يك فرق گوهري دارد كه آن محوريت خداست .

نوشته شده توسط در شنبه نهم دی 1385 و ساعت 20:32

لطف خدا

دلت را خانه ما كن مصفا كردنش با من                بما درد دل افشا كن مداوا كردنش با من

اگر گم كرده اي ايدل كليد استجابت را                بيا يك لحظه با ما باش پيدا كردنش با من

بيفشان قطره اشكي كه من هستم خريدارش               بياور قطره اي اخلاص دريا كردنش با من

اگر درها برويت بسته شد دل بر مكن بازآ                 در اين خانه دق الباب كن واكردنش با من

به من گو حاجت خود را اجابت ميكنم آني               طلب كن آنچه مي خواهي مهيا كردنش با من

بيا قبل از وقوع مرگ روشن كن حسابت                 بياور نيك و بدرا جمع و منها كردنش با من

       چو خوردي روزي امروز ما را شكر نعمت كن             غم فردا مخور تامين فردا كردنش با من

بقرآن آيه رحمت فراوان است اي انسان         بخوان اين آيه را تفسير و معنا كردنش با من

اگر عمري گنه كردي مشو نوميد از رحمت                تو نام توبه را بنويس امضا كردنش با من

 

 

نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم دی 1385 و ساعت 19:43

شهادت امام محمد باقر (عليه السلام)

 

در درون سينه مي سوزد دل شيداي من      اي خدا درياي خون شد سينه سيناي من

همچو شمعي پيكرم از آتش غم آب شد              كين زهرآلود آتش زد ز سر تا پاي من

 پاسخ زهرا چه خواهي داد فردا اي هشام         گر بپرسد شرح امروز مرا فرداي من      

 از تو مي پرسد به فرداي قيامت مادرم                 از چه كشي يادگار روز عاشوراي من    

 آخر اي بيدادگر من زاده پيغمبرم                       كرده مدح من به قرآن خالق يكتاي من

 نيشها را نوش ميكردم و من نيش قلم                    از چه بشكستي زكينه كلك شكرخاي من

كار من ترويج دين و ياري اسلام بود                  از چه گشتي سد راه فكر روشن راي من

 تشنه لب جان ميدهم چون جد مظلومم حسين               تا بعالم زنده ماند شيوه آباي من             

  شاعر سيب سرخ مي گويد به صد آه و فغان             در درون سينه مي سوزد دل شيداي من

نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم دی 1385 و ساعت 17:0

دوستار میرداماد براتون خبر خوشی دارم

 

 

عکس میرميرداماد

ميرداماد


ادامه مطلب

نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 و ساعت 21:23

شناسنامه امام رضا (ع)

روز ولادت از ایام هفته: روز شنبه .بقولی روزپنجشنبه بقولی روز جمعه

روز ولادت از ایام ماه: یازدهم ذی قعده . بقولی یازدهم ذی حجه

سال ولادت: سال صد و چهل و هشت هجری و بقولی سنه صد و پنجاه و سه

محل ولادت: مدینه طیبه پیغمبر اسلام (ص)

پدر بزرگوار حضرت:حضرت موسی بن جعفر بن علی بن حسین علی بن ابیطالب علیهم السلام است.

مادر حضرت: نجمه یا سمانه

تعداد برادران: هفده نفر(مهمترین برادر حضرت شاه چراغ(ع)

تعداد خواهران: نوزده نفر (مهمترین خواهر حضرت معصومه (س))

نام حضرت رضا (ع):علی همنام با جداش حضرت علی بن ابیطالب

لقب حضرت: رضا

کنیه حضرت: ابوالحسن

همسر حضرت: ام حبیب دختر مامون

فرزندان حضرت:۲ پسر و یک دختر(معروفترین فرزند حضرت جواد الائمه(ع))

ساعت شهادت: موقع مغرب

روز شهادت از ایام هفته:روز جمعه بقولی روز سه شنبه

روز شهادت از ایام ماه:روز آخر ماه صفر

سال شهادت:دویست و سوم هجری بقولی سال دویست و دوم

مکان شهادت: خانه ای بود در شهر طوس

محل دفن: موضعی است چهار فرسخی طوس که قبلا آنرا سنا باد میگفتند و فعلا معروف است به مشهد

مدت عمر: پنجاه و پنج سال بقولی پنجاه و یک سال و بقولی چهل و نه سال و چند ماه

مدت امامت: بیست و یک سال و پنج ماه و کسری و بقولی بیست سال

قاتل: مامون الرشید

علت شهادت: زهری بوده که مامون با نخ و سوزن در میان حبه انگور کشید بقولی خورانیدن انار مسموم

برای دیدن عکس به ادامه مطلب مراجه کنید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط در پنجشنبه نهم آذر 1385 و ساعت 23:37

عکس

 

كعبه

 

 

كعبه قديم

مدينه

نوشته شده توسط در چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 21:11

زندگی نامه سید

سال 1355 در شهرستان خوي از شهرستانهاي  اذربايجان غربي و در خانواده اي متدين و از سلاله حضرت زهرا (س)  پسري به دنيا امد که نامش را   ( سيد محمد جواد ) نهادند.

پدر سيد محمد جواد  مير حبيب ذاکري  نام داشت که وي از مداحان بااخلاص شهرستان خوي بود.

 مادر وي که زني مومنه واز سادات بود در همان دوران کودکي  سيد محمد جواد  دارفاني را وداع گفت و سيد محمد جواد از دوران کودکي از مهر مادري بي نصيب بود .

وي تا پايان دوران تحصيلي متوسطه در خوي بود و مداحي که در ريشه خاندان وي ريشه داشت را هم ادامه داد.

*بعد از پايان تحصيلات براي کسب علوم حوزوي راهي قم شد و در مدرسه علميه رضويه مشغول به تحصيل شد و مداحي را نيز ادامه داد.

*سيد محمد جواد  پرچم دار سبکهاي جديدي از مداحي بود که بسياري از مردم الالخصوص جوانان را به سوي هيئت ها ميکشاند حتي جواناني که تا قبل از ان انسي با هيئت ها نداشتند.

* خيلي سريع نام سيد ذاکر بر سر زبان ها افتاد و در دل خيلي از دوستدارانش جاي گرفت.همين امر باعث شد بسياري از افراد و جريانات که موقعيت خود را در خطر ميديدند و به وي حسادت ميکردند براي وي مشکل ايجاد کنند تا جايي که سيد مجبور به ترک مدرسه رضويه شد و تنها به مداحي ادامه داد.

* براي مداحي سيد در تهران مشکل ايجاد کردند و در قم هم براي وي محدوديت ايجاد کردند . سيد  به دارالمومنين کاشان رفت از انجا به اصفهان و بعد از مدتي مجددا" به کاشان بازگشت و گهگداري در قم هم مداحي ميکرد . ضمن اينکه سيد بعد از ازدواج در قم و در شهرک قدس در منزلي اجاره اي سکونت داشت.

*سيد جواد خلوص نيت عجيبي داشت . بسيار فروتن و متواضع .به تهمت ها و افتراي که به وي داده  ميشد جوابي نمي داد و از غيبت و تهمت زدن به ديگران دوري ميجست.

* نزديک به يک سال پيش مير حبيب ذاکر پدر سيد محمدجواد به ديار باقي شتافت و براي اخرين با سيد براي شرکت در مراسمات ترحيم پدر به خوي رفت .و اين اخرين حضور وي در زادگاهش بود . زيرا  خيلي سريع علايم بيماري سرطان در وي  هويدا شد .

*بعد از  سپري کردن دوران شيمي درماني  براي اولين بار سيد در روز عيد غدير در هيئت ديوانگان حسين عليه السلام کاشان در حسينيه جنت الحسين (ع) حضور پيدا کرد و اخرين حضور وي  روز 28 و  29  صفر  در سال 85  در مشهد مقدس و در حضور هيئت زنجانيها بود .

 بيماري سيد به اوج رسيد و وي در اوايل خرداد ماه در اثر از کار افتادن سلولهاي مغز در  کما فرو رفت و بعد از حدود 40 روز در  ساعت 2 بامداد پانزدهم تير ما ه 1385 به ديدار معبودش شتافت.

*پيکر  زند ياد ذاکر در مقابل حرم حضرت معصومه (س) و در قبرستان (نو ) و در کنار قبر رسول ترک  ارام گرفت.

*سيد جواد ذاکر حق عظيمي بر جوانان علاقه مند به اهل بيت دارد. واينک با هر بار شنيدن صداي باصلابت اين فرزند زهرا (س) فاتحه اي نثار روحش کنيم.


نوشته شده توسط در چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 21:9

امام زمان(عج)

عمر ما رفت و چشم انتظاريم                      اي خدا ما مگر دل نداريم

نام زيبايت اي دلبر من                               دل چه اسان ربود از بر من

دم به دم عشق روي تو اي گل                     مي برد عقل و هوش از سر من

ساقي بزم هستي تو هستي                           از چه خالي بود ساغر من

كي نصيبم شود تا ببينم                              دلبر من بود در بر من

 

                                 عمر ما رفت و چشم انتظاريم

                                 اي خدا ما مگر دل نداريم

دل به خال سياه تو بستم                           از مي انتظار تو مستم

در سر كويت از پا در آيم                        از كرم گر نگيري تو دستم

تا شدم مست چشم سياهت                        كوزه و ساغر مي شكستم

   حجت ابن الحسن كي مي آيي مردم از درد و داغ جدايي

     اي اميد دل من كجايي اي اميد دل من كجايي

غير نام خوش دلربايت